اشعار عاشقانه به انتخاب خودم
گفتی بگوی عاشق و بیمار کیستی

من عاشق توام تو بگو یار کیستی

هر شب من و خیال تو و کنج محنتی

تو با که ای و مونس و غمخوار کیستی

من با غم تو ای یار، به عهد و وفای خویش

ای بی وفا تو یار وفادار کیستی

تا چند گرد کوی تو گردم دمی بپرس

کاینجا چه می کنی و طلبکار کیستی

جامی مدار چشم رهایی زدام عشق

اندیشه کن ببین که گرفتار کیستی

+ نوشته شده در  شنبه یازدهم دی 1389ساعت 23:7  توسط مجید نبوی  |